زبان گريزي دانش آموزان
تأملي در علل كم توجهي به آموزش و كاربرد زبان انگليسي در مدارس كشور
نويسنده: پروانه بندپي
* هريك از ما دست كم 6سال زبان انگليسي خوانده ايم، اما آيا مي توانيم كتاب هاي موجود به اين زبان را بدون كمك مترجم بخوانيم و درك كنيم؟ آيا مي توانيم به اين زبان با يكديگر گفتگو كنيم؟
چند نفر از ما اخبار يا يك فيلم به زبان انگليسي را به راحتي مي فهميم؟ در دهه 1370 به شدت در ايران شايع شده بود كه هركس تا سال 2000 ميلادي زبان انگليسي و كامپيوتر را به خوبي نداند، جزو بي سوادان جامعه به شمار خواهد آمد. بعداز آن خيلي ها ترسيدند و اقدام به ثبت نام خود و فرزندانشان در آموزشگاه هاي خصوصي و نيمه خصوصي كردند تا پيش از رسيدن موعد، خود را از اين انگ دور سازند! هرچند در مدرسه ها و دانشگاه ها وضع همچنان كه بود، ادامه يافت و هيچگاه كسي به اين فكر نيفتاد كه دانش آموزان و دانشجويان بايد در يادگيري اين زبان تقويت شوند.
چرا بايد زبان بياموزيم؟
زبان انگليسي علاوه بر آن كه يكي از زبان هاي زنده دنيا است، زبان بين المللي و وسيله ارتباطي مردم كشورهاي گوناگون نيز هست.
در حال حاضر تقريباً بيش از 400 ميليون نفر از مردم جهان به اين زبان با يكديگر گفتگو مي كنند. طبق گفته كارشناسان، امروز بسياري از مردم <ژاپن> به زبان انگليسي مسلط هستند. در <سنگاپور> كه يكي از كشورهاي توسعه يافته آسياي جنوب شرقي است، انگليسي تقريباً مانند زبان ملي مردم اين كشور اهميت دارد، مردم <چين> علاوه بر زبان انگليسي برچند زبان خارجي ديگر نيز تسلط دارند. براساس آمار موجود بيش از صد ميليون نفر از مردم اين كشور پرجمعيت مي توانند به راحتي به انگليسي گفتگو كنند.
در <اندونزي> مردم با فرا گرفتن زبان، خود را از تكنولوژي ارتباطات مدرن بهره مند مي كنند، اطلاعات مورد نيازشان را به دست مي آورند و كسب و كار خود را رونق مي بخشند. دانش آموزان اندونزي از مزاياي يادگيري زبان به خوبي آگاهي دارند وبا علاقه زياد آن را به طور كامل ياد مي گيرند.
در اغلب كشورهاي اروپايي نيز مردم غيراز زبان مادري شان حداقل يك زبان خارجيكه معمولاً انگليسي استفرا مي گيرند.
در اين كشورها تقويت زبان انگليسي دانش آموزان آن قدر مورد توجه و دقت نظر قرار مي گيرد كه دانش آموزان پس از پايان دوره متوسطه، اين زبان را مثل زبان مادري خود مورد استفاده قرار مي دهند.
در كشورهاي آمريكايي، به خصوص كوبا، برزيل و... زبان، يكي از مواد درسي بسيار مهم در مدارس و دانشگاه ها است.
در ايران اگر كسي را ببيني كه مسلط به زبان انگليسي است، از تعجب دستپاچه مي شوي و نمي داني چه بايد بكني! در حالي كه هريك از ايرانيان نيز بايد آن قدر برزبان تسلط داشته باشند كه احاطه برآن، امري غيرعادي تلقي نشود.
تأكيد بر يادگيري اين زبان، تنها به دليل بين المللي بودن آن است. چون افرادي كه تمايل دارند با عصر تكنولوژي پيش بروند و به اصطلاح از قافله عصرنوين اطلاعاتي و ارتباطي عقب نمانند، ناگزير به فراگرفتن آن هستند، وگرنه 5سال بعد اگر فرانسه، عربي و حتي اسپرانتو به عنوان زبان بين المللي معرفي شود، زبان انگليسي، ديگر همچون زمان حال و گذشته محل توجه و تمركز نخواهد بود.
از كي زبان گريز شديم
؟
زبان انگليسي در ايران نيز آن قدر مهم و مورد توجه است كه وقتي براي استخدام در شركت، سازمان يا نهادي دعوت مي شوي، در آغاز از اوضاع زبان تو مي پرسند و دست تو را باز مي گذارند تا در فرم هايي آماده، يكي از گزينه هاي عالي، خوب، متوسط و ضعيف را علامت بزني و اگر گزينه اي جز <عالي> را سياه كني، بايد اطمينان داشته باشي كه هرگز دوباره قدم به آن ساختمان نخواهي گذاشت و به قول معروف بايد دور استخدام در آن سازمان را خط بكشي.
وارد اينترنت هم كه مي شوي، بدون تسلط به زبان مگر ممكن است در استفاده از اينترنت كاملاً موفق شوي؟ يا بايد فرهنگ لغت كنار دست تو باشد يا كسي كه بتواني با راهنمايي هاي او كار خود را انجام دهي.
به اين ترتيب، رفته رفته به نقش مهم و پررنگ مدارس در آموزش اين زبان پي مي بري و در مي يابي كه نقش عمده بر عهده مدرسه بود كه بايد تسلط تو را آنقدر بالا مي برد كه ديگر تو نياز به ثبت نام در آموزشگاه هاي آزاد و پرهزينه نداشته باشي يا هنگام استخدام براي آن كه احتمال بي اطلاعي تو از زبان به <حتم> نرسد، ناگزير به گفتن دروغ نشوي كه بخواهي گزينه كذايي <عالي> را پررنگ كني!
متأسفانه در مدارس كشورمااز استثناها بگذريم
زبان انگليسي آن طور كه بايد و كارشناسانه مورد توجه قرار نگرفته است. دانش آموزان در كلاس درس زبان كه فقط 2ساعت از برنامه هاي هفتگي آنها را اشغال كرده است، مجبور به يادگيري قواعد خشك و فرّار كتاب هستند و انديشه اي فراتر از آموزش <گرامر>، پشت آن برنامه ريزي نشده است.
بسياري از دانش آموزان، خود اعتراف دارند كه نمي توانند حتي يك جمله به انگليسي بسازند و به هيچ وجه قادر به ادا كردن گفتگوهاي ابتدايي اين زبان نيستند.
دليل عمده بيزاري و حتي وحشت بسياري از دانش آموزان از درس زبان انگليسي دقيقاً همين است كه هيچگاه مباني و اصول زبان آموزي آنها در عمل تقويت نشده است و ذهن آنها انباني از مجموعه قواعدي است كه درست پس از روز امتحان به سرعت به دست فراموشي سپرده مي شود تا سال بعد كه باز بايد تلاش كنند و عرق بريزند تا آنچه را كه در فصل تابستان به راحتي از ياد بردند، در سال تحصيلي جديد به دشواري به ياد آورند.
روز آزمون زبان كه فرا مي رسد، انگار روز <حساب> نزديك شده است! شب و روز دانش آموزان هراسان با اضطراب و تشويشي گره مي خورد كه فراغت از آن تنها پس از آزمون و آن هم با شنيدن خبر <قبولي> حاصل مي شود. در آزمون دانشگاه هم وقتي داوطلب به سؤالات زبانكه در پايان سؤالات ديگر استمي رسد، تمركز و قدرت فكر كردن را از دست مي دهد. بسياري از داوطلبان به دليل هراس اصلاً به سراغ سؤالات زبان نمي روند و از آن مي گذرند، يا در حقيقت از آن مي گريزند!
نقش مدارس در تقويت زبان
اگرچه امروز اين نظريه، قطعي و مسلم شده كه زبان انگليسي يكي از نيازهاي اوليه مردم و به خصوص تحصيل كردگان كشور است، اما در عمل، بي توجهي و كم لطفي در اين زمينه به اندازه اي است كه موجب زبان گريزي بسياري از دانش آموزان شده است. به اين ترتيب، كسي كه بخواهد زبان را به صورت جامع و كامل بياموزد، چاره اي ندارد جز آن كه در آموزشگاه ها نام نويسي كند يا در خانه و به صورت كلاس هاي خصوصي، زبان انگليسي خود را تقويت نمايد.
از دانش آموزان و حتي دانشجويان وقتي درباره علت بي توجهي يا كم توجهي به زبان و يادگيري آن مي پرسي، عدم احساس نياز و علاقه نداشتن را دليل عمده آن عنوان مي كنند. در واقع، عدم فرهنگ سازي در دانش آموزان موجب شده كه آنان رويكرد خوبي به آموزش زبان بين المللي نداشته باشند.
روزبه علي آبادي، استاد دانشگاه معتقد است: اگر زبان را از همان دوران كودكي و همراه با شعر، نمايش فيلم و كارتون و پخش آواز آموزش بدهند، يقيناً بچه ها خسته و دلزده از درس زبان و قواعد خشك و فشرده آن نخواهند شد و نيز در پايان دوره دبيرستان، تسلط كامل بر آن خواهند داشت.
به عقيده علي آبادي، سيستم آموزشي ما در مدارس غلط است. نه ساعت كافي در اختيار معلمان زبان استكه بخواهند عميق تر با دانش آموزان كار كنند و نه كتاب هامان از جذابيت لازم برخوردار است تا ميل بچه ها به اين درس افزايش پيدا كند. به نظر من اگر واقعاً مي خواهند اوضاع فعلي اين درس تغيير كند، بايد يك زنگ را به قواعد (دستور زبان) انگليسي اختصاص دهند و ساعتي را هم براي كارگاهي با هدف پخش فيلم و تمرين مكالمه و... در نظر بگيرند. كارگاه هايي كه الآن در اغلب مدارس با نام <آزمايشگاه زبان> وجود دارد، عملاً تعطيل است.
يكي از دانشجويان فوق ليسانس علوم ارتباطات هم سيستم آموزش فعلي زبان را پر از اشتباه مي داند و مي گويد: زبان انگليسي كه فقط واژه و دستوز زبان نيست، اما در مدارس ما اين روش آن قدر جا افتاده كه دانش آموزان نمي دانند زبان جاذبه هايي فراتر از اين هم دارد. به همين دليل به زبان انگليسي فقط به عنوان درس نگاه مي كنند و علاقه اي هم به آن ندارند.
نالف، دبير زبان انگليسي يكي از مدارس تهران دليل عمده زبان گريزي دانش آموزان را كم توجهي مسئولان مربوط در آموزش و پرورش و نيز سازمان تأليف كتاب هاي درسي مي داند.
ن. ا مي گويد: سال هاست كه در كتاب هاي انگليسي اول تا سوم دبيرستان تغييرات اساسي ايجاد نشده، و كتاب هاي موجود هم بر اساس اصول علمي نيستند و مشكلات نگارشي فراواني دارند، اما در سازمان تأليف كتاب ها هيچ تلاشي براي بهبود اوضاع صورت نمي گيرد. حتي بودجه اي هم براي اين كار اختصاص داده نمي شود.
وي كه در يكي از آموزشگاه هاي آزاد نيز تدريس مي كند اضافه مي كند كه كوتاهي در تغيير سيستم آموزشي، دانش آموزان را به سوي آموزشگاه هاي آزاد مي كشاند.
او معتقد است: وقتي كه سيستم، اجازه تغيير را به خود ندهد، معلم زبان هم نمي تواند كار فوق العاده اي انجام دهد و اساس كار را دگرگون سازد. به اين ترتيب، هم معلم زبان ضعيف مي ماند و هم دانش آموز. اين دبير مي افزايد: من يك بار خواستم شيوه اي تازه اجرا كنم، اما به دليل محدود بودن ساعت آن و مطابقت نداشتن مطالب غيردرسي با كتاب، خود دانش آموزان به ادامه اين روش رغبت نشان ندادند.
ناهيد فيّاض نيز دبير زبان انگليسي است. او هم از وضعيت موجود در كتاب هاي درسي انگليسي و كلاس هاي آن انتقاد مي كند و تنها قربانيان اين اوضاع را دانش آموزان مي داند.
فياض مي گويد: سيستم آموزشي درس زبان از دوره راهنمايي اشتباه است. معلمان، حرفه اي نيستند. سيستم صوتي و تصويري در مدارس وجود ندارد. كتاب هاي درسي سال هاست كه مورد بازبيني قرار نگرفته است و ساعت آموزشي اين درس بسيار اندك است.
اين دبير زبان انگليسي همچنين معتقد است كه محدوديت ساعت، دست دبير زبان را مي بندد و معلم مجبور مي شود تنها مجموعه اي از واژه ها را با تلفظ بسيار نادرست به دانش آموزان آموزش دهد. دانش آموزان اين درس را كاربردي ياد نمي گيرند و با ديالوگ ها و واژه ها و قواعد در حد حفظ كردن برخورد مي كنند كه خيلي زود هم آن را از خاطر مي برند.
فياض در پايان مي گويد: كنفرانس هاي علمي متعددي درباره بررسي مشكلات درس زبان انگليسي برگزار شد، اساتيد فراواني هم دعوت شدند و سخنراني كردند؛ اما نتيجه اي از اين كنفرانس ها ديده نشد. در حالي كه كارهاي كارشناسي، نتيجه گيري و تصميم گيري درباره تغييرات اساسي در سيستم آموزشي بايد از سوي مسئولان صورت بگيرد كه اختيارات گسترده اي دارند.
در دوره دانشجويي، دوستي بود كه دوران ابتدايي تحصيلات خود را در كشور عراق گذرانده بود. اين دوست كه كاملاً بر زبان انگليسي تسلط داشت، مي گفت: در عراق تأكيد بر يادگيري زبان بين المللي آن قدر جدي است كه دانش آموزان پيش از فراغت از تحصيل، اين زبان را به طور كامل مي دانند.
تا كجا بايد دويد؟
در كشور ما هرچند هنوز راهي طولاني تا رسيدن به درك نياز به فراگيري زبان باقي مانده است، اما بايد روزي فرا برسد كه دانش آموز پشت نيمكت، خواب آلود ننشيندو دانشجو دركلاس زبان تخصصي، حيرت زده چشم به لب هاي استاد ندوزد كه به چه زباني سخن مي گويد؟! دانش آموزان از بس با زبان انگليسي فقط در قالب تنگ كتاب هاي خشك درسي ارتباط برقرار كرده اند، وقتي تحصيلات دوره متوسطه را به پايان مي رسانند، گمان مي كنند كه يادگيري زبان نيز به پايان رسيده است.
در دانشگاه هم اگر دانشجوي زبان انگليسي باشي، شايد فرصت و مجال بال و پر دادن به دانسته هاي خود در اين زمينه را داشته باشي؛ وگرنه در آنجا هم دانشجو به حال خود رها شده تا وقتي كه زمان پر كردن فرم هاي استخدام برسد و علامت زدن گزينه كذايي <عالي>!... و واقعاً كه عالي است!